×

الجن

آیه 4

تفسیر السعدی

وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًا ﴿٤﴾

وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا عظمت پروردگار ما متعالي است نه همسري گيرد و نه فرزندي دارد. وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا و سفيه ما در باره خدا سخناني به ناحق مي گفت. (3) (﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا﴾) جلال و عظمت خداوند والاست، و نام‌هایش مقد‌ّس می‌باشد. (﴿مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا﴾) او همسر و فرزندی برنگرفته است. پس آنها از والا بودن شأن و شکوه خداوند به این پی بردند که او از داشتن همسر و فرزند پاک است؛ چون در هر صفت کمالی دارای شأن و عظمت است، و داشتن همسر و فرزند با این چیز منافات دارد، چون برگرفتن زن و فرزند با کمال بی‌نیازی متضاد است. (4) (﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا﴾) کم‌خردان ما، دربارۀ خداوند سخنان نادرستی می‌گفتند. و آنچه آنها را به گفتن چنین سخنانی وادار کرد، کم‌خردی آنها بود، وگرنه چنانچه هوشیار و فهمیده ‌بودند می‌دانستند که چه بگویند.