تفسیر السعدی
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ﴿٢١﴾
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ قوم عاد تکذيب کردند پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ما بر آنها در روزي نحس و طولاني بادي سخت فرستاديم ، تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ که مردمان را از زمين ، همانند ريشه هاي از جاي کنده نخل ، بر مي کند، فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ?
(18 - 19) عاد قبیلۀ معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود علیه السلام را به عنوان پیامبر به سوی آنها فرستاد و آنان را به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود، امّا او را تکذیب کردند آنگاه خداوند (﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾) باد بسیار تند و شدیدی را (﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾) در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد، و هفت شب و هشت روز ادامه یافت.
(20) (﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾) از بس که شدید و تند بود، مردم را از زمین بر میکند و به هوا میبرد سپس آنها را به زمین میزد و نابود میکرد و آنها طوری میشدند که (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾) اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنههای درختان خرمایی هستند که باد آنها را از بیخ کنده و به زمین انداخته است. بهراستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند، بسیار برای او بیارزش میشوند!
(21) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟ باید گفت که سوگند به خدا عذابی بس دردناک است، و هشداری است که برای هیچ کس عذر و دلیلی باقی نمیگذارد.
(22) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و به راستی قرآن را به منظور پند پذیری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست؟ خداوند متعال از آنجا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توجّه دارد و آنهارا به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی میبخشد فرا میخواند، این مطلب را تکرار مینماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.